close
تبلیغات در اینترنت

دانلود سریال اکیا قسمت 110 دوبله فارسی

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آرشیو

دانلود سریال اکیا قسمت 110 دوبله فارسی

سریال اکیا

عامر میره جایی که اکیا و کمال هستن و آدمه طوفان ماشین عامر رو دستکاری میکنه ..

اکیا به عامرمیگه اینجا چیکار داری و اونم میگه به بازی ادامه میدیم

وقتی عامر و اکیا میرن

کمال میگه :من باید با مختار صحبت کنم شما برید منم میام..

آسو :اینبار بازی نبود من پام پیچ خورد تو به من رسیدگی کردی اما اکیا عکس العملی نشون نداد

.کمال:حسودی کنه یا نه مهم نیست دیگه برام….

عامر الکی میگه ماشین خرابه و اکیا رو میبره تو کلبه ای که از قبل اماده کرده بوده کمال هم میره پیش کدخدا روستا میگه این مدرسه کاره اکیا کوزجو اغلو هستش و خانواده اونا هیچ ارتباطی نباید با شرکت ما داشته باشن و میخوام اونا از اون برای منافع شخصی استفاده نکنن اگه مشکلی در طول کار با

شرکت ما پیش بیاد نمی خوام با ساختن مدرسه مردم رو با خودشون همراه کنن به نوعی رشوه دارن میدن اگه متوجه این قضیه شدین به من خبر بدین …

عامر به اکیا تو کلبه میگه یروزی با کمال تو یه کلبه بودی الان با من …

اکیا:تو مخصوصا منو اینجا اوردی ..

عامر :نه این سرنوشته که لحظه ها رو بوجود میاره و ماکارانی درست میکنه و وقتی با هم میخوردن کمال میبینتشون😢 …طوفان میاد دنبال زینب

اکیاو عامر تو کلبه بحثشون میشه چون اکیامیگه تو منو دوست داری اما خودخواهی ولی کمال اینطوری نیست اون فقط میخواد من خوشحال باشم برای اینکه دوسش داشته باشم کسیو اذیت نمیکنه برای اینکه من ناراحت نشم از همه چی دست میکشه حتی خودش ..

عامر یاده حرفای کمال میوفته که میگه من برای اینکه اکیا ناراحت نشه سکوت میکنم و میرم حتی تا زیره زمین میتونم از همه چی دست بکشم …عامر به اکیا میگه من تورو بیشتر از اون دوست داشتم ..اکیا:تو هر روز بیشتر خفه کردی منو شاید با یکی دیگه خوشبخت میشدی …امیر:من جز تو کسیو نمیخوام تو با کسی دیگه خوشبخت بودی؟با کمال خوشبخت بودی…اکیا:تو همینی اگه بازم بهت شانس بدم عوض نمیشی حتی اگه کمال رو نمیشناختم عاشقت نمیشدم بفهم ..عامر هم دستشو میگیره میکشه میگه بریم باید برگردی به زندگیت وطوفان که زینب پ برای سقط جنین به بیمارستان برده،زینب متوجه میشه و سریع به کمال خبر میده حتی موقعیت مکانیشو میفرسته و از کمال کمک میخواد آسو که همون لحظه اونجا پیداش میشه زینب بهش میگه ابجی خواهش میکنم کمکم کن…عامر از حرص سرعت ماشین رو زیاد میکنه اکیا میگه خواهش میکنم یواش برو میترسم عامر میگه باشه ولی چون ماشین دستکاری شده و نمیتونه کنترل کنه و ب اکیا میگه محکم بشین …و

میخورن به درخت..

و دود از ماشین بلند میشه


 

 

آسو بعد از اینکه زینب و طوفان رو میبینه زینب بهش میگه عامرمیخواد بچه من سقط کنه ..آسو:چرا ؟زینب:دیوونست

طوفان منو آورده اینجاکمکم کن آسو …آسو: ممکنه این بچه ماله عامر باشه؟

زینب هم انکار میکنه

و آسو به طوفان میگه میدونم چیکار میخوای بکنی و تا زمانی که من هستم نمیتونید به این دختر آسیب برسونید بگو آسو ما رو دید

و زینب رو برد اگه مشکلی داره با من حل کنه… زینب به آسو میگه که نمیدونه بچه از کیه و به کمال هم خبر داده که اومده تو این بیمارستان و آسو بهش یاد میده که بگه بخاطره فشاره مادره اوزان از یه طرف عامر از یه طرف و افسانه میخواستم اینکارو بکنم …

کمال:عامر با تو چیکار داره؟

مگه من کلید خونمو به او ندادم گفتم برید اونجا زندگی کنید؟

..زینب:اوزان میخواست با خانوادش باشه..

آسو:منم با زینب صحبت کردم اما خیلی بهم ریخته بود و مجبور شدم از گوشی زینب بهت پیام بدم … کمال:زینب به من بگو تو اون خونه خوشحالی یا نه؟

زینب:من اوزان رو دوست دارم اما میترسم چند روزی بمونم پیشت خیلی خوب میشه .

کمال:تو خواهره منی و رو سرم جا داری اما با اوزان در اینمورد صحبت باید بکنی ….نظیف وقتی تصادف رو میبینه خبر میده جلو نمیره ولی خبر میده آمبولانس بیاد و اکیا و عامر بهوش میان عامر میگه یکی قصد داشته مارو بکشه

و عامر زنگ میزنه به قادر موضوع تصادف رو میگه

حقی که اونجا بوده متوجه میشه و به آسو زنگ میزنه و میپرسه تو با این تصادف ارتباطی داری و آسو میگه نه و به کمال و زینب خبر اونا تصادف کردن


زینب هم زنگ میزنه به اکیاو میپرسه چی شده …عامربه دکتر اورژانس میگه کی بهتون خبر داد ..دکتر:مگه خودتون زنگ نزدین؟مارو از مرکز فرستادن نمیدونم کی زنگ زده …زینب به اکیا زنگ میزنه حالشو میپرسه ورو اسپیکر بوده و کمال میشنیده صدا رو و عامر میگه مثل قاتلی که به محل جنایت برمیگرده شدین تعجب کردین زنده ایم؟و یقه دکتر رو میگیره و میگه واسه کی کار میکنی؟کمال سویدری؟از اون دستور میگیری؟ اکیا تلفن رو قطع میکنه کمال میگه به من مشکوکه ….اکیا به عامر میگه:چه ربطی به کمال داره؟

عامر: من دشمن زیاد دارم اما بدترینش کماله و اونو قبل سوار شدن به ماشین دیدم …اکیا: کمال از تو نفرت داره به من آسیب نمیرسونه اون منو دید که سواره ماشین شدم …عامر:پس باور کرده ما واقعا زن و شوهریم به بازی انتقام کمال خوش اومدی..

اکیا:از کمال شکایت نمیکنی مگرنه در مورده این بازی زن و شوهری با کمال صحبت میکنم …

عامر:شکایت نمیکنم اما اگه کاره کمال باشه زنده نمیمونه…طوفان نظیف رو میزنه و میگه کارو خراب کردی میکشمت نظیف هم میگه میرم به حقی همه چیز رو میگم و اون میفهمه دو طرفه بازی میکنی


اکیا و عامرر میرسن خونه و قادر فیلم دوربین رو نشونش میده و ماشین کمال رو میبینن تو همون مسیر و کمال هم میاد دم خونه عامر و عامر به کمال میگه :اومدی مطمئن بشی ما نمردیم؟ میبینی خوبیم نتونستی ما رو بکشی.

.کمال:هر بلایی سرت میاد اول به من شک میکنی منم از این وضع خسته شدم که همیشه هر بلایی سرت میاد از چشم من میبینی…عامر:قبل از تصادف تو اون مسیر چیکار داشتی؟

کمال:اونچیزی رو که باید میدیدم دیدم و برگشتم تنها راه برگشت همون جاده بود…اکیا:دقیقا نیم ساعت قبل از تصادف؟واقعا تصادف بوده؟ کمال:تو هم مثل شوهرت فکر میکنی؟

اکیا:نه فقط پرسیدم ..کمال:نپرس چون نمیتونی بپرسی..

عامر میخوای بندازی گردن من؟

عامر:کاره دیگه ای جز این ندارم..

 

کمال: اگه بخوام بکشمت اینجور کارای بیخود نمی کنم تو چشمات نگاه میکنم و اینکارو میکنم اینو خوب میدونی

 

منبع : http://inja7.rozblog.com

موضوع: سریال,

نویسنده:

تاریخ: پنجشنبه 14 ارديبهشت 1396 ساعت: 11:48

نظرات()

تعداد بازديد : 183

به این پست رای دهید:

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 503
کل نظرات : 6
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 3
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز : 48
بازدید دیروز : 658
ورودی امروز گوگل : 16
ورودی گوگل دیروز : 189
آي پي امروز : 22
آي پي ديروز : 276
بازدید هفته : 4,056
بازدید ماه : 12,993
بازدید سال : 77,950
بازدید کلی : 286,675
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 54.80.103.120
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : یکشنبه 02 اردیبهشت 1397

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد